محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1586
مرآة البلدان ( فارسى )
شرح احوال اديبالملك تاريخ تولدش در پنجم شهر شعبان المعظم سنهء 1243 . در سال اول جلوس شاهنشاه مبرور محمد شاه طاب الله ثراه ، اعتماد السلطنه او را از مراغه به دارالخلافه احضار نمود و در خدمت پدر مشغول تحصيل ادب از فنون عجم و عرب بود . در اعياد در اندرون به حضور مبارك شاهنشاه مبرور شرفياب و به الطاف و اعطاف ملوكانه كامياب مىشد تا به غلامبچگى سرافراز گرديد . دو سال در اندرون مىبود و در حضور مبارك خدمات مىنمود تا حد غلامبچگى سرآمده و از اندرون بيرون آمده به منصب پيشخدمتى سرافراز گشت . بعد در سنهء 1258 به نيابت نظارت پدر قرين امتياز آمد . و هم درآن اوقات آقا حسين چون از اهل ييلاق بود بهجهت ناسازگارى هواى كاشان به مزاجش از حكومت آن سامان استعفا نموده استعفاى او مقبول شده اديب الملك را به جاى او مأمور فرمودند . بعد از رفتن اعتماد السلطنه به مكهء معظمه ، حسب الامر شاهنشاه مبرور ، موافق فرمان مبارك ، در سنهء 1261 به پيشخدمتباشيگرى حضرت وليعهد گردونمهد مفتخر شد و همهجا ملتزم ركاب و از هر جهت معتبر بود . بعد از آن كه حضرت وليعهد به تخت سلطنت مستقر شد از پيشخدمتهاى محرم مخصوص بود و چون ميل او را با ارباب كمال ديدند در سنهء 1270 او را به لقب اديب الملكى برگزيدند كه عرايض جميع ادبا و شعرا با مشاراليه باشد . بالجمله اعتماد السلطنه در هر شغل و منصب و حكومت بود اديب - الملك او را وكالت و معاونت و نيابت مىنمود و درآن اوقات كه وزراى مختار تشريفاتشان با اعتماد السلطنه مىبود اديب الملك هميشه از جانب سنى الجوانب به احوالپرسى مىرفت و فرمايشات حضرت اقدس را مىگفت بعد هم مدتها اين شغل با خودش بود و در زمان فراشباشيگرى اعتماد السلطنه ، اديب الملك بهجهت وصول صد هزار تومان باقى ميرزا - صادق قائم مقام مأمور آذربايجان گرديد و درآن سفر خدمات بزرگ به انجام رسانيده و در حكومت عربستان و بختيارى و لرستان از جانب پدر وكالت آن سامان داشت و اوقاتى كه اعتماد السلطنه وزير عدليه بود ،